فريدون بن احمد سپهسالار
7
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
شعر جان من و جان ترا پيش ازين * سابقهاى بود كه گشت آشنا الفت امروز از آن سابقه است 11 * گرچه فراموش شد آنها ترا و چون به حكم موانست كه بدان حضرت داشتند همگى اوقات خود را به مطالعهء عوارف و معارف آن حضرت كه جهة ارشاد متاخران اصحاب بيان فرموده است مستغرق مىداشتند ، چنان كه حضرتش مىفرمايد : شعر براى گوش كسانى كه بعد ما آيند 12 * بگويم و بنهم عمر ما مؤخر نيست شخصى از آن جمله كه در رازها محرم و در نيازها همدم بود روى بدين ضعيف كرد و گفت كه : نزديك شد كه تمامت پيران و عزيزان كه جمال زيباى آن حضرت را مشاهده كردهاند به كلى روى در پردهء غيب كشند و آثار و كرامات و اخبارى كه به عين اليقين مشاهده كردهاند قيد ناكرده و برسائل نپرداخته عالمى « 1 » را محروم گذارند ، از طريق كرم عظيم دورست ، توقع آنست كه رسالهاى جمع كنى كه مشتمل باشد بر سيرت پاك آن حضرت و اسناد خرقه و تلقين و كرامات و مقامات پدرش و حضرت او و اصحاب صحبت ايشان رضوان اللّه تعالى عليهم اجمعين ، تا معتقدان و مريدانى كه يكيك از عالم غيب مىرسند به مطالعهء آن بمقاصد دو جهانى بازرسند . اين ضعيف چون بعجز و قصور خويش معترف بود گفت : بيت گر بر تن من زبان شود هر موئى * يك جزو « 2 » تو از هزار نتوانم گفت
--> ( 1 ) خ ل : عالم ( 2 ) خ ل : شكر .